غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
411
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
هرون را با سپاه فراوان متوجه طبرستان گردانيد و محمد بآهستگى در حركت آمد اما محمد بن زيد در غايت استعجال او را استقبال نمود و در شوال سال مذكور در نيم فرسخى استراباد تلاقى فريقين دست داد محمد بن زيد بنفس نفيس بر قلب سپاه محمد بن هرون تاخت و متهورى از لشكر بخارا در برابر آمده آن جناب را از پشت زين بر روى زمين انداخت مدت سلطنت محمد بن زيد شانزده سال و كسرى بود و بعد از وى محمد بن هرون يكسال و نيم در مازندران حكومت نمود ذكر اسپهبد شهريار بن بادوسبان بن افريدون بن قارن و بيان خروج ناصر كبير ابو محمد حسن بن على بن حسن از تاريخ سيد ظهير چنان مستفاد ميگردد كه در زمان استيلاء محمد بن زيد اسپهبد بادوسبان بن افريدون بجوار مغفرت قادر بيچون پيوسته پسرش شهريار در رويان بر مسند حكومت نشست و مدت پانزده سال باقبال گذرانيد و خروج ناصر كبير بطلب خون محمد بن زيد در ايام دولت او بوقوع انجاميد تفصيل اين اجمال آنكه در همان سال كه محمد بن زيد رضى اللّه عنه در محاربه محمد بن هرون شهيد شد ابو محمد حسن بن على بن حسن بن على بن عمر الاشراف بن امام زين العابدين على بن امام حسين بن امير المؤمنين على ابن ابيطالب عليهم السلام كه در سلك اتباع محمد بن زيد انتظام داشت و در ميان مردم گيلان و طبرستان بناصر الحق و ناصر كبير مشهور است بجيلان شتافته مردم را بطلب خون آن جناب دعوت كرد و خلق بسيار از متوطنان آن ديار دست بيعت بابو محمد داده جمعى كثير از مجوسيان ديلم بيمن انفاس متبركهء آن حضرت دين اسلام قبول نمودند و در ظل رايت فتح آيتش جمعيتى عظيم دست داده سيد حسن با مردان شمشيرزن و گردان صفشكن روى بطبرستان نهاد و اين خبر باحمد بن اسمعيل سامانى كه در آن اوان در بخارا و خراسان بانى مبانى جهانبانى بود رسيده متوجه مازندران شده با سپاه بىقياس بموضع فلاس كه در نيمفرسخى آمل است منزل گزيده ناصر الحق بدان موضع شتافته بين الجانبين حربى صعب دست داد و احمد بن اسمعيل ظفر يافته هزيمت بجانب ناصر كبير افتاد و سامانيان در طبرستان فرمان فرما شده اسپهبد شهريار و ساير حكام آن ديار غاشيهء متابعت ايشان بر دوش گرفتند و بعد از آن محمد بن هرون از احمد بن اسمعيل گريخته بناصر كبير پيوست و آن جناب كرت ديگر عزم استخلاص طبرستان كرده اسپهبد شهريار و ملك الجبال اسپهبد شروين بن رستم بهم پيوستند و سر راه بر جناب سيادتپناه گرفته در منزل نميكا تقارب فريقين بتلاقى انجاميد و مقابله و مقاتله جانبين مدت چهل روز امتداد يافت آخرالامر نسيم فتح و ظفر بر پرچم علم ناصر الحق وزيد و آن جناب چند ماه در طبرستان بفرمانفرمائى قيام نموده بجانب گيلان بازگشت و در آن ولايت روى بافادهء علوم دينى آورده مدت چهارده سال بفراغ بال روزگار گذرانيد